چکیده:

سفیه شخصی است که در خرج کردن اسراف و تبذیر می کند و تصرف مالی او عاقلانه نیست. سفیه به دلیل ضعف عقلی که در امور مالی دارد از تصرف در اموال خود منع شده است و معاملاتی که او انجام می دهد با اجازه ولی یا قیم نافذاست.

اما موضوع بررسی در این نوشتار بررسی مسئولیت کیفری سفیه است با توجه به این که سفیه ضعف عقلی داردآیا می توان او را به دلیل اینکه فاقد عقل کامل می باشداز مسئولیت مبرا دانست ؟ یا اینکه او در امور غیرمالی دارای کمال عقل می باشدو اگر مرتکب جرمی می شود باید مثل عموم افراد به مجازات برسد.



کلید واژه ها: سفیه ، مسئولیت کیفری، غیررشید .

مقدمه:

سفیه در لغت به معنی جاهل و احمق می باشد و متراف با واژه غیررشید است. و در حقوق مدنی و فقه به شخصی سفیه اطلاق می شود که در خرج کردن اسراف و تبذیر می کند و تصرف مالی او عاقلانه نیست.

تعریفی که قانون مدنی در ماده 1208 از سفیه دارد این است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد از مفهوم مخالف این ماده می توان فهمید که تصرفات او در امور غیرمالی عقلانی و نافذ است. هرچند در بعضی موارد مانند ازدواج سفیه اختلاف است که بعضی آن را با اذن قیم نافذمی دانند و بعضی بدون اجازه ولی یا قیم آن را نافذ و صحیح تلقی می کنند.

اما بحث اصلی مقاله در مورد جرایمی است که سفیه مرتکب می شود. اینکه اگر شخص غیررشیدی مرتکب جرمی شود آیا مجازات دارد یا نه؟ و اگر مجازات دارد می توان به دلیل ضعف عقلی که داردمجازات او را تخفیف داد یا نه؟

قانون مجازات اسلامی:

ماده صریحی که در قوانین جزایی وجود داشته باشد و سفیه را به دلیل ضعف عقلی از مسولیت مبراکند وجود ندارد و همچنین صراحتا" مجازات او به دلیل ارتکاب جرم بیان نشده است. در کتاب اول قانون مجازات اسلامی مصوب1/2/92 بخش چهارم شرایط و موانع مسئولیت کیفری ذکر شده ولی قانونگذار از عدم مسولیت کیفری شخص سفیه سخنی به میان نیاورده است. که این هم به نوبه خودخلاء قانونی می باشد. و با اینکه افراد غیررشید از جمله محجورین می باشند ولی به عدم مسئولیت کیفری آنها اشاره ای نشده است هرچند از خانواده مجانین می باشند.

کمال عقل:

عقل در لغت: یعنی دریافتن ، دانستن و ادراک حسن و قبح عقلی

آیا شخصی که حسن و قبح اعمال خود را نمی داند می توان او را مجازات کرد؟ در مورد مجنون بیان شده است که جنون او به هر درجه ای که باشد رافع مسئولیت کیفری اوست. منظور ازهر درجه یعنی درصد ضعف عقلی اوبه طور کلی است و ممکن است این ضعف عقلی خیلی پایین باشد ولی بازازمسئولیت بری بکند. ولی شخص غیر رشید که او هم به طور کلی ضعف عقل دارد مسئولیت کیفری دارد و باید مجازات شود که این احتمال وجود دارد که ضعف عقل او بیشتر از ضعف عقلی یک مجنون باشد.

قانونگذار در مواد 168، 170، 177، و 220 به ترتیب در مبحث اقرار، شهادت و سوگند اشاره به عقل اقرار کننده ،شاهد و اداء کننده سوگند کرده است در مورد اقرار سفیه ماده 170 تکلیف را مشخص کرده و اقراراو را در امور کیفری نافذ دانسته است. اما در مورد شهادت و سوگند سفیه قانونگذارسکوت اختیار کرده و مشخص نکرده که آیا شهادت شخص سفیه نافذ است یا نه ؟ و آیا می توان او رابه استناد ماده 191 قانون مجازات اسلامی به دلیل ضعف عقلی جرح کرد یا نه؟ و آیا سوگند او قابل پذیرش است یا نه؟ و موارد دیگر که در آنها کمال عقل شرط است. بایدمورد بررسی قرارگیرد  که مجال آن در این نوشتار نیست.

محقق حلی در شرایط امام جمعه می نویسد: در کمال عقل ایشان صراحتی وجود ندارد ولی آیا امام جمعه می تواند شخص سفیه باشد و یا رهبر مسلمین می تواند یک شخص غیررشید باشد و برجان و مال مردم حکومت کند.

و شهید ثانی درباره شرایط شاهد می نویسد: شخص ابله از شهادت ممنوع شده و ابله از مصادیق سفیه به شمار می رود در حالی که شهادت در دعاوی لزوما" ارتباطی با مسائل مالی ندارد. شیخ طوسی نیزشخص ابله را فاقد تکلیف دانسته بدیهی است ابله مجنون به حساب نمی آید بلکه از مصادیق سفاهت می باشد.

 

مسئولیت:

مسئولیت در لغت یعنی: آنچه انسان عهده دار و مسئول آن می باشد .آن وظایف و افعال دو قسم است:مدنی ، جزایی.

تعریف دکتر شامبیاتی از مسئولیت: مسئولیت عبارت است از رسیدن به حد کمال جسمی و فکری که به علت یک عامل داخلی منحل نشده باشد در حالی که ممکن است رشد جسمی و فکری الزاما" بامسئولیت باشد.

در قانون مجازات اسلامی علل رافع مسئولیت کیفری عبارتند از: 1. جنون 2. صغر 3. خواب و مستی4.اجبار و اکراه 5. اشتباه.

شخصی که جرمی مرتکب می شود علاوه براراده ارتکاب و یا تقصیر جزایی بایستی اهلیت وخصوصیات فرد متعارفی را داشته باشد تا بتوان او را مسئول اعمال خود دانست. مرتکب جرم باید ازلحاظ جسمی، عقلی، اختیار و اراده آن چنان اهلیتی داشته باشد که بتوان رابطه علیت میان جرم صورت گرفته و مرتکب آن ارتباط برقرار کرد. لذا فاعل جرم باید با اراده کامل، شعور و آگاهی جرمی را مرتکب شود تا بتوان او را مسئول تلقی کرد.

 

قبح بلابیان:

در تحقق مسئولیت کیفری نیاز به بلوغ فکری(رشد) نیز هست و تنها بلوغ جسمی کافی نیست و وقتی شخصی به بلوغ فکری رسید حسن و قبح اعمال خود را تشخیص می دهد زیرا شخصی که رشد جزایی ندارد در واقع آگاهی و اراده کافی برای ارتکاب جرم ندارد پس با عدم آگاهی و عدم تشخیص، شخص علم به حکم شرعی ندارد. و از دیدگاه فقهی در صورت عدم علم به حکم یا موضوع مسئولیت کیفری نیز منتفی می شود. زیرا مشمول قاعده قبح بلابیان می شود و در این حال عمد و قصد که لازمه هرجرمی است منتفی می شود.

نتیجه:

 شخص سفیه نیز می تواند مانند مجنون و صغیر مورد سوء استفاده در ارتکاب جرایم قرار گیرد.

وبایستی همان ملاکی که موجب حمایت او در حقوق مالی می شود همان ملاک ها موجب حمایت وی درامور کیفری که بسی مهم تر از امور مالی است بشود.

رشد در قرآن در معنایی اعم از مال و غیر مالی از جمله امور کیفری به کار رفته است.

شخصی مسئول شناخته می شود که به حسن و قبح اعمال خود آگاهی کامل داشته باشد.

سفیه از خانواده مجانین می باشد و ضعف عقلی دارد و بایستی مورد حمایت خاص قانونگذار قرار گیرد.

 

منابع:

اشخاص و محجورین-دکتر سید حسین صفایی و سید مرتضی قاسم زاده

فرهنگ لغت عمید-حسن عمید

قانون مجازات اسلامی مصوب1/2/92

ابن المطهر ابی منصور ابی یوسف مطهر-علامه حلی ترجمه ابولحسن شهرانی.

حقوق جزا- دکتر شامبیاتی

 

نویسنده: بهروز عبادی گنبد وکیل پایه یک دادگستری

http://ebadilaw.blogfa.com/