فریب در ازدواج و حق فسخ برای طرف مقابل
فریب در ازدواج یا تدلیس عملی است كه از سوی یكی از همسران صورت میگیرد و موجب میشود عیبی پوشانده و مخفی گردد یا وجود صفتی را كه مورد نظر طرف مقابل بوده، در خود وانمود نماید؛ خواهاین مانورها به صورت عمل باشد، خواه به صورت نوشته یا لفظ؛ نظیر ارائه گواهی مجعول صحت مزاج. مطابق ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامیكه اعلام میكند اگر هریك از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالیه ، تمكن مالی ، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص ، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هر یك از آنها واقع شود، به حبس تعزیری از ۶ماه تا ۲ سال محكوم میشود. البته شكایتی هم كه در محاكم از افراد فریبكار انجام میشود، بیشتر شكایت كیفری است كه مجازاتی را برای طرف مقابل به همراه دارد اما ممكن است به نتیجه دلخواه نرسد. البته افراد فریبكار نیز در دادگاه منكر همه چیز میشوند و عنوان میكنند طرف مقابل از این مساله اطلاع داشته یا اینكه این كار را از روی عشق و علاقه كردهاند. از آنجا كه در جرایم كیفری اقرار فرد به جرم مرتكب شده مهمترین عامل در اثبات جرم است، ممكن است اثبات چنین جرمینیز سخت و تا حدودی ناممكن باشد. از نظر قانون، طلاق و فسخ ازدواج مساله سادهای نیست كه بسادگی رخ دهد و قانون هم در اغلب موارد تلاش میكند آن را به تاخیر بیندازد. قاضي محمدحسين نيكوكلام در ارتباط با فريب در ازدواج می گوید: در مبحث نكاح با عنواني به نام فريب در ازدواج يا تدليس مواجهيم. بر مبناي ماده 438 قانون مدني تدليس عبارت از عملياتي است كه زن يا مرد يا شخص ثالثي انجام داده و موجب فريب در امر ازدواج شود. ايجاد حق فسخ براي فريب خورده ازدواج اين قاضي دادگاه خانواده در اين خصوص اظهار می دارد: بر اساس ماده 1128 قانون مدني اگر براي يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد مشخص شود كه طرف مذكور فاقد وصف شده، بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذكور در عقد آمده باشد و يا عقد متقابلا بر آن بنا شده باشد. وي درباره نكات اين ماده می گوید: اول اينكه صفت خاص شرط شده داراي نفع، فايدهاي عقلايي و مشروع باشد. دوم اينكه بايد صفتي باشد كه موجب ترغيب فرد شود يعني فرد با اتكا به اين صفت، با شخص ازدواج كند حال ميتواند اوصاف ظاهري باشد و يا دربارهي شخصيت مادي و معنوي فرد صورت گيرد. دكتر ايراندخت نظري، وكيل دادگستري در اين زمينه خاطر نشان می کند: در قانون مدني مقرراتي داريم كه اگر كسي طرفش را در ازدواج فريب دهد موجب ايجاد حق فسخ براي فرد فريب خورده ميشود. وي می گوید: فسخ ازدواج با طلاق فرق ميكند، در قانون مدني حق طلاق با مرد است و قانونگذار براي اينكه اين حق خيلي به صورت وسيع استفاده نشود و گاهي مورد سوءاستفاده قرار نگيرد، حق فسخ را ايجاد كرده است؛ يكي از موارد فسخ، فريب در ازدواج است كه در صورت تدليس طرف فريب خورده بدون اين كه بخواهد به سراغ طلاق رود نكاح را فسخ ميكند. مجازات فريب در ازدواج قاضي نيكوكلام دربارهي مجازات فريب در ازدواج بیان می دارد: دو راهكار موجود است. فرد فريب خورده يا ميتواند از طريق كيفري شكايت كند كه در اين صورت 6 ماه الي 2 سال حبس تعيين ميشود يا ميتواند اقدام حقوقي كرده تقاضاي حق فسخ كند. فسخ ازدواج تشريفات خاص طلاق را ندارد و فريب خورده ميتواند به راحتي ازدواج را فسخ كند. پورزاهدي، وكيل دادگستري در اين زمينه اظهار می دارد: دادگاه در صدور حكم مجازات مجاز است كه ميزان حبس را بر ميزان حداقل يا حداكثر تعيين كند ولي همين دادگاه ميتواند به لحاظ جهات مخففه يعني با توجه به اينكه فرد فريب دهنده جوان بوده و داراي سوءسابقه نيست، جريمه را حتي تا ميزان 50 هزار تومان تخفيف دهد يعني كاملا بستگي به دادگاه دارد كه ميزان حبس و مجازات را به چه حدي تعيين كند. عیوبی در زن که موجب حق فسخ نکاح برای مرد می شود یک وکیل پایه یک دادگستری نیز می گوید: مطابق ماده 1124 قانون مدنی عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که در حال عقد وجود داشته باشند، بنابراین اگر به وسیله عمل جراحی یا وسایل درمانی این عیوب از بین برود حق فسخ مبنای حقوق خود را از دست می دهد. بهزاد اکبر آبادی کارشناس ارشد حقوق جزا اظهار می دارد: قانونگذار در ماده 1123 قانون مدنی به ذکر عیوبی در زن پرداخته که موجب حق فسخ نکاح برای مرد است که از آن جمله می توان به جزام، برص، زمین گیری و نابینایی هر دوچشم اشاره کرد. وی در تعریف جزام و برص عنوان می کند: جزام نوعی بیماری است که اعضا خشک و گوشت بدن بیمار در اثر آن می ریزد و همچنین برص بیماری است که موجب غلبه سفیدی بر سیاهی در قسمتی از بدن می گردد. اکبر آبادی تصریح می کند: آنچه قابل تامل است این است که بیماری برص و جزام اختصاص به زنان ندارد و مردان نیز ممکن است به اینگونه بیماری ها دچار شوند و مشهور فقها به استناد عدم وجود نص خاص با توجه به اصل لزوم عقد، برص و جزام را جز عیوب مردان نشمرده اند ولی بعضی دیگر آن را جز عیوب مشترک دانسته اند. وی یادآور می شود: مسئله دیگری که وجود دارد مسئله نازایی است اعم از آنکه ناشی از زن باشد یا مرد موجب خیار نخواهد شد. اکبرآبادی خاطر نشان می کند: بر اساس ماده 1125 قانون مدنی جنون ,عنن در مرد هرگاه بعداز عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود اما جنون زن اگر بعداز نکاح عارض و مستقر شود برای شوهر حق فسخ ایجاد نمی کند. وی در ادامه می افزاید: حق خیار برای زوجین بر مبنای نفی ضرر است بنابراین چنانچه طرف مقابل با علم به وجود عیب اقدام به ازدواج نماید ضرری است که خود برآن اقدام نموده لذا حقی برای او به وجود نخواهد آمد. این عضو پیوسته انجمن جرم شناسی ایران اذعان می دارد: یکی از مواردی که امروزه مطرح می شود، بحث ترلیس در ازدواج است که ماده 1127 قانون مدنی نیز به آن پرداخته است پس اگر یکی از زوجین طرف مقابل را فریب دهد طرف دیگر می تواند عقد را فسخ کند البته ترلیسی که موجب فسخ می شود باید از سوی طرف عقد و یا با تبانی او انجام شده باشد. وی ابراز می دارد: کسی که همسرش خود را پزشک و دارای مقام و مسئولیتی مهم در یک اداره قلمداد نموده و همسرش به این علت فریب خورده باشد علاوه بر فسخ نکاح خسارت مادی و معنوی خود را بر اساس اصل تسبیب و همچنین ماده یک قانون مسئولیت مدنی از تدلیس کننده بگیرد ضمن اینکه تدلیس و فریب در ازدواج بر اساس ماده 647 قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود و مجرم به حسب تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می گردد. پیشفرض فریب در ازدواج، پیامدهای حقوقی فراوانی دارد برخی از کسانی که در ازدواج فریب خورده اند یا از فریب خوردن می ترسند، می گویند برخی خانم هایی که ازدواج ناموفق داشته اند با مراجعه به ادارات ثبت احوال شناسنامه ای جدید می گیرند که نام همسر قبلی شان در آن نیامده است. در واقع سوال آنها این است که اگر شوهر دوم متوجه این مساله شود می تواند ازدواج را بر هم بزند و همسرش را طلاق دهد؟ که پاسخ قانونگذار به این پرسش که به کتمان ازدواج سابق اشاره دارد این است: «قانون ثبت احوال درباره صدور شناسنامه المثنی تمام خانم ها را دربرنمی گیرد، بلکه فقط دخترانی را که در دوره عقد از همسرشان جدا شده باشند و البته باکره باشند را شامل می شود. با این حال و فارغ از مقوله طلاق اگر چنین صفتی در دختر (نامزد قبلی نداشتن یا عدم انعقاد عقد قبلی و...) شرط شده باشد و بعد از عقد معلوم شود که دختر با گرفتن شناسنامه جدید چنین صفتی را پنهان کرده، حق فسخ برای شوهر دوم محفوظ است چه این صفت به صراحت در عقد آمده باشد یا در گفت وگوهای قبلی به صورت شفاهی مطرح شده باشد. در این میان سوال برخی ها این است: «اگر در ازدواج تدلیس صورت بگیرد و زوج ازدواج را به امید برطرف شدن عیب فسخ نکند، ولی بعدها ناچار شود زن را طلاق دهد آیا می تواند در مهریه (نصف یا تمام آن) به تدلیس کننده رجوع کند؟ قانونگذار برای این پرسش چنین پاسخی دارد: «در چنین شرایطی مرد ناگزیر از پرداخت مهریه است چون با گذشت زمان و استفاده نکردن از حق فسخ نکاح، این حق از بین می رود. پس در چنین حالتی تصمیم به طلاق ـ چه از سر ناچاری و چه به دلایل دیگر ـ تصمیمی جدید تلقی می شود که هیچ گونه ارتباطی با فسخ نکاح ندارد. بنابراین حق مرد در اعمال طلاق و حق زن در مطالبه مهریه در عرض هم قرار می گیرد و در جای خودش قابلیت استناد و اجرا خواهند داشت». شیوههای رایج فریب در ازدواج نفقه گذشته، نفقه حال، مطالبه مهریه، تقاضای اعسار برای مهریه، نفقه فرزندان، بازگرداندن جهیزیه و اجرت المثل حجم عمدهای از شكایتهای خانوادگی در دادگاه را شكل میدهد و در هر دادگاهی زمان زیادی صرف رسیدگی بهاین موارد میشود . مقطع ازدواج از مقاطعی است كه فرد ضرر و زیان نداشتن شناخت واقعی از خود را بشدت درك میكند. بیشتر پسران و دختران جامعه ما هنگام ازدواج به جای آنكه تصوری واقعی از تواناییها و ویژگیهای فردی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و فرهنگی خود داشته باشند، خود را فرد كامل و بیعیبی تصور میكنند كه لایق و شایسته یك ازدواج رویایی هستند. جملههایی مانند؛ « او به من گفت تمام آرزوهایم را برآورده میكند و من فكر كردم او همسر رویاهای من است»، درد دل مشترك تمامیافراد فریب خورده در دادگاه است .اینكه چرا بیشتر جوانان ما تصوری واقعی از مساله مهم و سرنوشت سازی مانند ازدواج ندارند، موضوعی است كه چند پاسخ مختلف دارد. در شرایط امروز جامعه ما كه فاصله تلاش انسانها تا رسیدن به موفقیت فاصلهای منطقی نیست، شاید از یكی از شیوههایی كه میتوان با آن پلههای موفقیت را یك شبه پشت سر گذاشت، كسب یك موقعیت خوب برای ازدواج است. از سوی دیگر رسانههایی مانند سینما و تلویزیون در ارائه و گسترش تصویری غیرواقعی از زندگی مشترك در جوانان ما تاثیر فراوانی دارند و شاید بتوان سینمای هند و سینمای موسوم به فیلم فارسی یا همان سینمای پیش از انقلاب و البته برخی فیلمهای سالهای اخیر را به عنوان متهمان ردیف اول شكلگیری تصویر غیر واقعی از این موضوع مهم و سرنوشت ساز در ذهن جوانان معرفی كرد. اما در یك كلام میتوان علت فریب خوردن در ازدواج را ساده لوحی مردان و زنانی دانست كه هنوز به شناخت دقیقی از خود نرسیدهاند تا بر مبنای آن بتوانند در چنین موقعیتهایی تصمیمی درست بگیرند و به همین دلیل در برخی موقعیتهای رویایی، تصور میكنند فرد مورد نظر همان است كه سالها منتظرش بودند.
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
نقل از ماوی
افرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند